محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
181
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر غزو رجيع چون پيغمبر عليه السّلام شوال و ذو القعدة و ذو الحجّه به مدينه ببود و قريش به مكّه باز شدند ، به ميان مكّه و مدينه دو حى بودند يكى را نام عضل بود و ديگرى القاره ، و با بو سفيان دوستى داشتند . و بو سفيان ايشان را گفت : حيلت توانيد كردن كه از آن كسها كه با محمّداند كسى را بگيريد يا به مكّه آوريد يا بكشيد . ايشان از آن دوحى دو تن سوى پيغمبر عليه السّلام آمدند و گفتند به حيهاى ما اندر بسيار مسلمان شدند و به تو بگرويدند ، ايشان را تنى ده بفرست تا قرآن و مسلمانى آموزانند و دين آموزند . پيغمبر عليه السّلام شش تن از ياران بيرون كرد يكى مرثد بن ابى مرثد ، و ديگر خالد بن البكير ، [ 194 a ] و سديگر عاصم بن ثابت [ بن ابى ] الاقلح ، و چهارم زيد بن الدثنه ، و پنجم خبيب بن عدىّ ، و ششم عبد الله بن طارق . و مرثد را بر ايشان مهتر كرد و بفرمود كه بشويد بدين دوحى و آن قوم را قرآن و دين مسلمانى آموزيد . چون برفتند و به نزديك آن خيمه ها رسيدند ، بر سر آبى فرود آمدند ، نام آن آب رجيع بود و آن آب بنى هذيل را بود ، اين دو كس برفتند و بنى هذيل را آگاه كردند . ايشان بيرون آمدند با اين دو تن ، و اين شش تن را گفتند ما شما را نكشيم و سوگند خوريم ، و ليكن خواهيم كه شما را برده كنيم و سوى